شهاب الدين احمد سمعانى
423
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
خالى بگذاشته حضرت حىّ قيّوم . يكى به قبايى و كلاهى فروآمده ، و ديگرى در بالش نشسته و مشتى وحشت گرد او درآمده و نمىانديشد از اين آيت كه ربّ العزّة مىگويد : أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ . و آن ديگرى بدان فرود آمده كه درّاعهاى در پوشد و موزهاى در كند ، و از اين در بدان در مىشود 6 ، دين خود را دستمال ظالمان ساخته . و آن ديگرى بدان فروآمده كه سياهى بر سپيدى نقش مىكند 7 و زهر تقصير در اعمال به بدل نوش مىچشد 8 . و آن ديگرى بدان فرود آمده كه بامداد به دكّان شود و به دانگ و نيمدانگ دين بفروشد . أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا . آخر از اين تغافل و تكاسل تا كى ! نسرين انس در باغ قدس رسته است و گل دلنواز شكفته است ، و خطاب لطف امر پياپى كه هل من جانى ؟ كف عزّت از سراپردهء محبّت آشكارا شده است و لسان حقيقت ندا مىكند كه هل من مقبل ؟ رسالات مودّت و مناشير دعوت به توقيعات و علامات حقيقت بادى شده است و منادى كرامت مىگويد : هل من قارى ؟ كلمات جانپرور و آيات مقدّس مطهّر خطاب مىكند كه هل من سامع ؟ طرق هدايت با غلام رعايت پيش آمده است كه هل من سالك ؟ يواقيت لطافت و جواهر كرامت از اصداف الطاف به صحرا آمده است كه هل من ناظم ؟ كعبهء سعادت در حرم ارادت خود را جلوه مىكند : هل من قاصد ؟ درياى غيب مشحون به جواهر ايمان و احسان بر جوشيده است : هل من غائص ؟ جمال بر كمال كه ان الله جميل يحب الجمال وعدهء وصال كرده است كه هل من عاشق ؟ به درگاه من آى تا با تو آن كنم كه پدر و مادرت نكرد . مادر چه كرد ؟ كامى راند . پدر چه كرد ؟ بر پى شهوتى رفت . كار مادر و پدر را بنا بر شهوت است و نصيب ، و ما را شهوت و نصيب نيست . مادر و پدرت اكنونىاند و كار ما با تو ازلى است . اين كار ما با شما نه عارضى است تا روزى باشد و روزى نه 9 . تلاطم امواج بحار اسرار غيبى است لمعان شموس افلاك احكام ازلى است . نه حاجتى بود در خدايى به بندگان كه گفتيم : أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ؟ ، و نه ضرورتى باشد / b 142 / كه گوييم : لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ . ليكن آن خطاب فتح ابواب الطاف اوامر است و اين خطاب طليعهء مقدّمهء مراد احكام است ، هزار هزار راكع و ساجد بودند و هزار هزار واله و واجد بودند و هزار هزار سوختهء درگاه وى بودند ، همه با منطقهء عصمت و قرطهء خدمت و صدرهء حرمت با كردار پارسايانه با تسبيح و تهليل و با تعظيم و تبجيل . همى قومى بىباك 10 را بيافريدند و بر اين همه مطيعان برگزيدند بىسابقهء خدمت ، و